Feeds:
Posts
Comments

دانشجو نیوز
مراسم گرامیداشت روز دانشجو در دانشگاه آلبرتا در کانادا، روز جمعه ۱۱ آذر با حضور تعدادی از دانشجویان ایرانی این دانشگاه و با سخنرانی مهدی عربشاهی و علی‌ اکبر موسوی خویینی از طریق اسکایپ برگزار شد.

به گزارش دانشجونیوز، مهدی عربشاهی، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که به تازگی از ایران خارج شده، سخنان خود را با یاد از “ستاره‌های دربند جنبش دانشجویی” آغاز کرد.

عربشاهی با اشاره به بهاره هدایت، دانشجوی زندانی وعضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، از وی به عنوان یکی‌ از برجسته‌ترین چهره‌های جنبش دانشجویی نام برد که با ورود به ساختار مردانه دفتر تحکیم موجب ارتباط و نزدیکی‌ بیشتر میان جنبش زنان و جنبش دانشجویی شده بود.

عربشاهی هچنین با اشاره به ضیا نبوی، دانشجوی زندانی و موسس شورای دفاع از حق تحصیل، بیان داشت: “پافشاری نبوی و دوستانش باعث شد که مساله حق تحصیل به یکی‌ از مسائل مهم جنبش دانشجویی و یک مساله مهم سیاسی تبدیل شود، تا جایی‌ که در جریان انتخابات آقایان موسوی و کروبی هر دو به این مساله پرداختند.”

مهدی عربشاهی با نام بردن از دیگر دانشجویان زندانی از جمله مجید توکلی، علی‌ اکبر محمد زاده، مجید دری، ‌مهدیه گلرو و همسرش وحید لعلی‌پور، مهدی خدایی، شاهین زینعلی، پیمان عارف، آرش صادقی‌، شبنم مددزاده، و نیز فعالان پیشین و حامیان جنبش دانشجویی مانند عبدالله مؤمنی، علی‌ جمالی، حسن اسدی زید‌آبادی، علی‌ ملیحی، کیوان صمیمی‌، احمد زید‌آبادی، و عبد‌الفتاح سلطانی که هم اکنون از زندان به سر می برند، به صحبت پیرامون هزینه‌های سنگین تحمیل شده به جنبش دانشجویی در چند سال اخیر پرداخت.

عربشاهی که نخستین بار در تیر ماه سال ۱۳۸۶ در جریان تحصن شش تن‌ از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به بازداشت فعالان دانشجویی دستگیر و زندانی شده بود، با مقایسه فضای دانشگاه قبل و بعد از سال ۱۳۸۸ گفت: “در دوران پیش از ۸۸ سیاست حاکم تحمل غیر رسمی‌ فعالیت دانشجویی و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی بود، اما از ۸۸ به بعد هر نوع فعالیت به شدت سرکوب شده و کنشگران منجمله فعالان دانشجویی با مجازات و محرومیت‌های سنگین مواجه میشوند.”

وی با بیان اینکه “عدم وجود ساختار‌های سازمانی و شبکه‌ای مناسب برای فعالیت دانشجویی در فضای فعلی‌ دانشگاه یکی‌ از مهمترین مسائلی‌ است که با آن روبرو هستیم” هشدار داد: “آنچه خطرناک است غالب شدن شرایط ترس و نومیدی است.” عربشاهی در پایان گفت که به عقیده وی در فضای امروز ایران، علیرغم سرکوب‌ها و با وجود هراس فعالان از دامن زدن به فضای خشونت، هنوز فضای یاس حاکم نشده و از مهمترین وظایف فعالان مقابله با گسترش فضای نومیدی است.

به گزارش دانشجونیوز در ادامه این مراسم علی‌ اکبر موسوی خویینی، نماینده تهران در مجلس ششم و دبیر کل پیشین سازمان ادوار تحکیم وحدت، به سخنرانی پرداخت. موسوی خویینی با یاد کردن از قندچی، شریعت‌رضوی، و بزرگ‌نیا به عنوان سه‌ شهید دانشکده فنی به فراز و نشیب‌های طولانی و سخت جنبش دانشجویی ایران در چند دهه اخیر اشاره کرد.

موسوی خویینی با توصیف شرایط کنونی به عنوان “فضای فوق امنیتی در برخورد با دانشجویان و خانواده‌های دانشجویان” گفت که به عقیده وی “حکومت ایران هچنان از جنبش دانشجویی وحشت دارد و شاهد این مدعا هم ادامه حبس فعالان دانشجویی و اعمال فشار بر دانشجویان است.”

موسوی خویینی در بر‌رسی‌ وضعیت کلی‌ دانشگاه‌ها در ایران از تلاش‌های اخیر برای اجرایی کردن طرح تفکیک جنسی‌ دانشگاه، سعی‌ در محدود کردن بیش از پیش آزادی‌های آکادمیک، و بحث بازنگری در علوم انسانی‌ به عنوان طرح‌های حاکمیت برای اعمال کنترل بیشتر بر فضای دانشگاه نام برد.

وی هچنین گفت که علیرغم این طرح‌ها جنبش دانشجویی هنوز نقش خود را، هر چند با محدودیت بیشتر، در سطح جامعه ایفا می‌کند و “حضور میلیون‌ها دانشجو در میان خانواده‌های ایرانی تاثیرات و تبعات خاص خود را به دنبال می‌آورد که حاکمیت قادر به کنترل آن نیست.”

موسوی خویینی در ادامه گفت که امروزه میزان چشمگیر حضور دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نقش بزرگتری را متوجه جامعه ایرانی خارج از کشور می‌کند. وی با اشاره به اینکه “یکی‌ از مسئولیت‌های بزرگ فعالان دانشجویی کم کردن فاصله کاذب میان گروه‌ها و فعالان سیاسی است،” افزود “نقدی را که متوجه فعالان خارج از کشور میدانم این است که در به عهده گرفتن این مسئولیت کم‌کاری داشته‌اند.”

در بخش پرسش و پاسخ سخنرانان به بحث پیرامون چشم‌انداز فعالیت آینده جنبش دانشجویی، ارتباط جنبش با خواسته‌های صنفی دانشجویان، و اشتراکات و تمایزات جنبش دانشجویی با جنبش‌های دیگر منجمله جنبش زنان، کارگران، و معلمان پرداختند.

لازم بذکر است که گروه همبستگی‌ با جنبش دموکراتیک ایران – ادمونتون (سیدمی) علاوه بر این مراسم تاکنون اقدام به برگزاری برنامه های  دیگری نیز از طریق اسکایپ نموده است که از جمله آن میتوان از گرامیداشت ٢۸ مرداد با حضور مهندس عبدالعلی بازرگان (مرداد ۸٩), بزرگداشت ١۶ آذر روز دانشجو با حضور علی افشاری (آذر ۸٩), بررسی فرآیند جنبش آزادی خواهی ایران از جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی با حضور علی اکبر موسوی خویینی، علی افشاری و بورقان نظامی (بهمن ۸٩) نام برد.

Commemorating 16 Azar, Student Day in Iran
ستاره‌های دربند: گرامیداشت ۱۶ آذر در دانشگاه آلبرتا

گفتگو (از طریق اسکایپ) با مهدی عربشاهی و علی‌ اکبر موسوی خویینی

Friday, December 2 – 5:30pm
Room 269, CAB (Central Academic Building)
University of Alberta
Map:
http://bit.ly/tn1nWV

سخنرانان

مهدی عربشاهی
فعال دانشجویی در دانشگاه علامه طباطبایی، عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت، و دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
علی‌ اکبر موسوی خویینی
نماینده مردم تهران در مجلس ششم، و دبیرکل پیشین سازمان ادوار تحکیم وحدت

———————————————————–

برگزار کننده
همبستگی‌ با جنبش دمکراتیک ایران – ادمونتون
Solidarity with Iran’s Democratic Movement – Edmonton (SIDME)

Facebook
https://www.facebook.com/events/264082916974613/

Re: Immigration of Mr Khavari and other Iranian officials

The Honourable John Baird, Minister of Foreign Affairs
The Honourable Jason Kenney, Minister of Citizenship, Immigration and Multiculturalism

We are writing to you regarding the new sanctions placed on five Iranians who were accused of planning to assassinate the Ambassador of Saudi Arabia in Washington D.C., as well as Mr. Mahmoud Reza Khavari, whose name came up in the recent $3 billion defalcation scandal in Iran.

For the past few years human rights activists and other groups of Iranian-Canadians have expressed concern over the alarming number of immigrants to Canada who abuse the immigration procedures and move to this country with highly questionable connections to the Iranian regime and with unusual wealth, which–given the current situation in Iran–are hardly attainable via legitimate economic means. Media have reported transactions where millions of dollars have been transferred between Iran and Canada without any proper screening. Similarly, many people have taken oath of citizenship while holding a government position in Iran.

Many human rights activists have communicated with the Canadian government and their local MPs, warning the officials that Iran’s nuclear case should not overshadow the priority of attending to human rights grievances in that country. Since the contested presidential elections of 2009, Iranian-Canadian human rights activists have advised the government to place tough sanctions against those involved in human rights violations in Iran. As an example, in May 2010, the signatories of this petition submitted a letter to the then-Minister of Foreign Affairs, The Hon. Lawrence Cannon, in which they warned about the aforementioned abuses and asked the officials in Ottawa to prevent Canada from becoming a safe haven for those involved in torture, rape, and murder of the Iranian people. That letter brought attention to the fact that the current policies prioritize human rights abusers within the Iranian government over human rights activists escaping torture, and scholars with ties to the Iranian civil society. While the human rights abusers have been welcome for their ill-gotten sums of money, the latter have been denied entry for their inability to prove enough ties to Iran. In his response to May 2010 letter, The Hon. Lawrence Cannon, emphasized the commitment of the Canadian government to human rights principles and notified the signatories of his having forwarded the letter to the Ministry of Citizenship, Immigration and Multi-culturalism.

Of the most pressing concern is the report that Mr. Mahmoud Reza Khavari, the former CEO of Bank Melli Iran, has fled Tehran for Toronto. In doing so he has taken advantage of his Canadian citizenship that he acquired while keeping substantial ties to the Iranian administration. He is a former top official of Bank Sepah, blacklisted by the U.N. in 2007. Mr. Khavari is believed to own various properties in Canada, including but not limited to a $3.5-million mansion in Toronto. He has reportedly acquired the ownership of eight travel agencies for his son.

The signatories of this letter are alarmed by the apparent confusion of priorities within the decision-making circles at Department of Foreign Affairs and International Trade. The department rapidly reacted to the news on the Iranian plot to assassinate the Saudi Ambassador to Washington. While this reaction to such a suspect case might be justified by the trust and the good relations between Canada and its American ally, it does not stand the test of scrutiny and reason when it is compared to the department’s closing its eyes to those who committed murder, torture, and rape of the Iranian citizens. One should remember that Mr. Arbab-Siar and his possible Iranian recruiters never had the chance to conduct the alleged plot, but the evidence on the human rights abuses after the contested Iranian election is abundant and indeed confirmed by Canada’s allies in the European Union and North America. Canada did not accompany its allies in placing sanctions against human rights violators in Iran. In response to Mr. Arbab-Siar’s case, Canada has put in place restriction on individuals with alleged ties to sources of terrorism. However, many who are accused of human rights violations or with substantial ties to the Iranian government still travel freely between Iran and Canada, and within the Canadian territory as well. No limit has been placed on these individuals and their communication with Canadian citizens. Despite growing number of people connected to the regime obtaining their citizenship, many Iranian students who are struggling to get into Canada. Journalists and human rights activists, who sought asylum in Canada–especially after the 2009 presidential elections–were having great difficulty to have their request processed. Even human rights activists and artists who want to raise awareness in Canada were barred from entering the country for ‘lack of ties to Iran’ (since they escaped from Iran and live elsewhere).

In light of this situation, it is safe to conclude that Canada’s treatment of the Iran file has been at best inconsistent. It raises questions for Iranian-Canadians about Ottawa’s commitment to human rights principles in foreign affairs. These are principles upheld by other nations and widely respected in the past half-century and leave little space for desultory decisions. Canada should reaffirm its commitment to these standards of diplomacy.

Honourable Ministers:

Mr Khavari is only one example of the people living in Canada while keeping connections to the Iranian regime. We believe that there exist many more like him who take advantage of their Canadian citizenship. Many use Canada for investment, and as a safe haven for the day when the democratic movement of the Iranian people succeeds, fearing that when such a day comes they will be held accountable for their role in oppressing the Iranian people.

The signatories herein respectfully ask the Canadian government that it:

– Launch an investigation to find out how Mr. Mahmoud Reza Khavari and his family were able to attain citizenship, whether he was eligible for Canadian citizenship at the time of acquirement and the level in which he was tied to Iranian intelligence and military apparatus. As we are aware Mr. Khavari held full-time government job in Iran up until his last entry to Canada.

– Investigate similar cases of immigration of Iranian officials to Canada, their eligibility, their sources of income, the amount of money they transferred to Canada, their tax records, their financial activities and their connection to human rights abuses in Iran.

– Place a ban on travel and freeze the assets of those who were connected to human rights violations in Iran, similar to the restrictions on individuals connected to the Iranian nuclear program. Because of the presence of large numbers of such individuals in Canada, these restrictions should be similar but more extensive than those imposed by the United States and the European Union on Iranian human rights violators.

The undersigned are ready to help the Canadian government remain loyal to the principles of justice, human rights, honesty, and transparency.

Sincerely,

Students for Iranian Green Movement Association (SIGMA)-Victoria, BC
Student Green Movement of Vancouver (SGMV), Vancouver, BC
Solidarity with Iran’s Democratic Movement-Edmonton (SIDME), Edmonton, AB
Ottawa Green Path, Ottawa, ON
Regina Green Students, Regina, SK

CC: Nycole Turmel, Leader of the Official Opposition
Hon. Bob Rae, Leader of the Liberal Party of Canada
Elizabeth May, Member of Parliament for Saanich-Gulf Islands
Don Davies, Member of Parliament for Vancouver Kingsway
Hélène Laverdière, Member of Parliament for Laurier—Sainte-Marie
Kevin Lamoureux, Member of Parliament for Winnipeg North
Hon. Dominic LeBlanc, Member of Parliament for Beauséjour
André Bellavance, Member of Parliament for Richmond—Arthabaska
Jean-François Fortin, Member of Parliament for Haute-Gaspésie—La Mitis—Matane—Matapédia
Denise Savoie, Member of Parliament for Victoria
Randall Garrison, Member of Parliament for Esquimalt-Juan de Fuca

 

در ايران و زندانهای آن چه می گذرد که انسانهائی صلح جو، خشونت پرهيز وعاشقان زندگی، راهی جز گذشتن از جان و زندگی خويش برای اعتراض نمی يابند؟

دوشنبه 6 تير 1390

عاليجناب بان کی مون
دبير کل محترم سازمان ملل متحد

انسانهائی که می خواهند عقيده خويش را ابراز کنند و برای بهسازی جامعه انسانی تلاش کنند، به اتهاماتی واهی زندانی می شوند، کليه حقوقشان، حتی به عنوان يک زندانی، ناديده گرفته می شوند، هم بندانشان به شکلی مشکوک و سؤال برانگيز جان می بازند و خود به طور مستمر زير فشارهای جسمی و روحی قرار می گيرند تا تحقير ها و اتهامات حکومتيان را بپذيرند.

فکر می کنيد اينها بايد تمامی اتهامات دروغين و همه تحقير ها را پذيرا شوند و سکوت کنند؟

آيا اگر عليرغم همه فشارها نخواهند و اصلآ نتوانند تحقير ها و اتهامات را بپذيرند، چه بايد بکنند؟

اينها چگونه می توانند اعتراض کنند و حق زندگی و انسان بودنشان را از حکومتيان باز ستانند؟

در اعتراض به مرگ های اخير هاله سحابی و هدی صابر و در اعتراض به شرايط غير انسانی حاکم بر زندانهای ايران دوازده زندانی عقيدتی سرشناس از ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ آغاز به اعتصاب غذا کردند. از تاريخ ۲ تير ماه شش زندانی عقيدتی ديگر به اين اعتراض پيوستند و اکنون هيجده زندانی عقيدتی در اعتصاب غذا به سر می برند.

آنها راهی بجز اين اعتصاب غذا برای رساندن صدای اعتراض خويش به جهانيان نيافتند. اما واقعيت دردناک اين است که اغلب اين زندانيان تحت شرايط نامساعد زندان، تا کنون بسيار ضعيف شده اند و بخشی از سلامتی و توانائی جسمی خويش را از دست داده اند و عدم پاسخگوئی حکومت در مقابل خواستهای بر حقشان ممکن است به قيمت جان برخی از آنان تمام شود.

به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران از سال ۱۳۸۲ تا کنون، حداقل ۱۸ زندانی عقيدتی-سياسی، شامل ۷ زندانی پس از انتخابات ۱۳۸۸، در زندان جان خود را از دست داده اند.

خانم شيرين عبادی برندۀ جايزۀ نوبل صلح می گويد: “مجموعه اين عوامل نشان می دهند که حکومت در سنوات مختلف قصد جان زندانيان سياسی را می کند. يعنی وقتی که يک زندانی سياسی حاضر به تمکين و مصاحبه و اقرار دروغين نمی شود به انحاء مختلف سعی می کنند او را بشکنند و يکی از اين انحاء آزار واذيت جسمی است که در برخی موارد منجر به فوت می شود چنانکه در مورد زنده ياد هدی صابر اين اتفاق افتاد.”

به دليل همه اين واقعيات خانواده های اين زندانيان و بسياری از مردم ايران به شدت نگران حال اين زندانيان هستند.

ما هم به شدت نگران سلامتی و زندگی اين انسانهای شريف هستيم. ما ضمن اعلام همبستگی با اين اعتصاب غذا، اعلام می کنيم که مسئول جان زندانيان زندانبانان اند و زندانبانان يعنی سازمان اطلاعات و وزير آن، قوه قضائيه و رئيس آن، دولت و رئيس جمهورآن و مشخصآ رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنه ای که خود شخصآ ادعا دارد واعتراف می کند که حاکميت بلامنازع و ولايت برکليه ارگان های حکومتی وهمه مردم ايران را در دست دارد.

ما از شما تقاضا می کنيم تا از همه امکانات خود برای حفظ سلامتی و زندگی اين انسانها استفاده کنيد و از مقامات جمهوری اسلامی آقايان خامنه ای، صادق لاريجانی و احمدی نژاد بخواهيد ضمن پذيرش مسؤليت حفظ جان زندانيان سياسی، به سرعت به خواستهای آنان رسيدگی کنند.

ما از شما تقاضا می کنيم تا همه امکانات خود را برای ارسال هر چه سريعتر گزارشگر ويژه حقوق بشر به ايران به کار گيريد. تنها در آنصورت است که جناياتی که در زندانهای جمهوری اسلامی صورت می گيرد و نقض وحشيانه حقوق بشر در ايران بر جهانيان آشکار خواهد شد.

پيشاپيش از همکاری و زحمات شما متشکريم.

امضاء کنندگان:

انجمن ها و گروه ها:

اتحاد برای ایران ـ بلژیک فدراسیون اروپرس
اتحاد برای ایران بایرن
اتحاد برای ایران دوسلدورف
اتحاد برای ایران کلن – بن
انجمن پویا کلن
انجمن جنبش راه سبز ایرانیان –دانشگاه ویکتوریا (سیگما)
انجمن حقوق بشر و دموکراسی / هامبورگ
انجمن دیفا آخن
انجمن همبستگی با مبارزات مردم ایران – آخن
ایران آزاد – کانون دفاع از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی – آلمان
پشتیبانان حقوق بشر و دموکراسی در ایران– اسن
پندار صلح
جامعه دفاع آز حقوق بشر در ایران -جنوب کالیفرنیا
جمعیت دفاع از حقوق مردم ایران در اتریش‬‎
جنبش همبستگی برای آزادی و دمکراسی در ایران – نروژ
حامیان جنبش سبز ایران – استکهلم
حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ
راه سبز اتاوا
فعالین سبز برای دموکزاسی در ایران
کارشناسان ایران سبز
کانون پژوهش فرهنگ ایران (یوتوبوری)
کانون حقوق بشری سیمرغ – دورتموند
کمیته جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وستفالن آلمان کلن ،اسن،ووپرتال
کمیته ی دفاع از حقوق بشردر ایران -اتریش
گروه ۲۲خرداد- هامبورگ
گروه همبستگی با جنبش دموکراتیک ایران –ادمونتون (سیدمی)
مادران پارک لاله/لس آنجلس- ولی
مادران صلح مونترال
‎‫نسل آزادیخواه ایران- اتریش

اشخاص:

ابراهیم نبوی
احمد فرهادی
ارژنگ برهان
ارشاد علیجانی
اسماعیل ختایی
اصغر خرسند
اصغر اکبری
اکبر دوستدار
امیر هوشنگ ممتاز
انور میرستاری
البرز دماوندی
بهرام عباسی
بهروز بیات
بهروز خلیق
بهزاد کریمی
بیت الله بی نیاز
بیژن پیرزاده
بیژن معجری
پرتو نوری علا
پرویز مختاری
پروین بختیار نژاد
توران همتی
جلال ایجادی
جواد جواهری
جهاننور مهربخش
حبیب پرزین
حجت نارنجی
حسن جعفری
حسن کاشانی
حسن کلانتری
حسن نایب هاشم
حسن یوسفی اشکوری
حسین علوی
حمید سالک
حنیف مزروعی
داود نواییان
رضا جوشنی
رضا چرندابی
رضا علیجانی
رضا فانی یزدی
زری سردانی
سپیده فارسی
سعید رحیمی
سعید شروینی
سوفیا صدیقی
شهرام تهرانی‌
شهلا بهاردوست
شیرین دقیقیان
عباس شیرازی
عباس مظاهری
عزیز کرملو
عفت ماهباز
علی اكبر مهدی
علی پرسان
علی پور نقوی
علیرضا ربانی
علی‌ شاکری
علی فروزنده
علی ماهباز
علی مزروعی
غفور میرزائی
فاطمه بالایی لنگرودی
فتحیه یزدی
فرزانه عظیمی
فرشید یاسایی
فرهاد فرجاد
فیرزه فولادی
کاظم علمداری
کریم شامبیاتی
کمال ارس
کورش اعتمادی
ماریا فوگت
محسن حیدریان
محسن شایسته
محسن نژاد
محمد برقعی
محمد سهیمی
محمد علی قنادزاده
محمود میرزاوند
مرتضی ملک محمدی
مسعود آذری
مسعود فتحی
مسیح علی نژاد
ملیحه زهتاب
ملیحه محمدی
مناف عماری
منوچهر مختاری
مهدی امینی
مهدی خانبابا تهرانی
مهدی فتاپور
مهران براتی
مهران مصطفوی
مهران میر فخرایی
مهرداد حریری
مهرداد عمادی
مینا رضائی
ندا فرخ
نسیم دریاب
نوشابه امیری
نیره توحیدی
نیکلا بروزووسکی
وهاب انصاری
هوشنگ اسدی
یدی قربانی

*********************************************

What is happening inIranandIran’s prisons?

Excellence Ban Ki-Monn,
Secretay-General of the Unite Nations,

In Iran, people who express their views and actively pursue a better future for the Iranian society, are imprisoned on fabricated charges. Even as prisoners, they are deprived of their most fundametal rights. Their fellow inmates die under highly questionable circumstances, while the prisoners themselves are subjected to tremendous physical and psychological pressure to accept the charges and endure the humiliations imposed on them by the government.

Should they accept those fabricated charges? Should they remain silent?

What can they do if they are neither able nor willing to endure the accusations and humiliations?

How can they protest and regain their right to a dignified life?

On 18. June, 12 prominent political prisoners have gone on hunger strikes to protest against the killing of Haleh Sahabi and Hoda Saber.  They could not think of any other way to make their voices heard in the world. Since June 22, other political prisoners have joined hunger strike and this is currently 18 political prisoners on hunger strike.

It is a sad truth, however, that as a result of the harsh prison conditions they are in a severely weakened state, some of them have serious health problems. It is likely that some of them will have to pay with their lives if the government continues to refuse to listen to their demands.

According to a report by International Campaign for Human Rights inIran, at least 18 political prisoners have died in prison since 2003 – 7 of them since the presidential elections of 2009 alone.

In this context, Iranian Nobel Peace Price laureate Shirin Ebadi claimed: „All in all we are observing that the government in different stages is making attempts on the lives of political prisoners. When a political prisoner refuses to bow down, to give an interview or acquiesce to false confessions, they use every method to break him/her, and one of these methods is physical abuse, which at times leads to their death, as in the case of Hoda Saber.“

In view of these facts, the families of the hunger strikers as well as large parts of the Iranian society are deeply worried about the lives of these prisoners.

We too fear for the lives of those virtuous men. We declare our solidarity with their hunger strike and hold the prison officials accountable for their lives. We declare:

The Intelligence Ministry and the minister in charge, the judiciary and the head of the judiciary, the government, the head of the government, as well as the Supreme Leader of the Islamic Republic, Mr Khamenei, who claims to have unchallengeable power over all government bodies and the entire Iranian population, are to be held accountable.

We are calling on you to do all in your power to ensure that the health and the lives of those prisoners are protected. We are calling on you to remind those bearing responsibility in the Islamic Republic of Iran – Mr Khamenei, Mr Sadegh Larijani (the head of the judiciary) and President Mahmoud Ahmadinejad –  that they are responsible for the well-being of the political prisoners and must respond to their demands immediately.

We are calling on you to urge the United Nations to send their special rapporteur for human rights toIranfor the crimes committed behind the walls of the prisons in the Islamic Republic to be revealed and the brutal violations of human rights inIranto be made visible for the whole world to see.

The signers:

A- The associations and the groups

1)     Bürger der iranischen Politik-& Kultur-Gemeinde in N R W

2)     Cultural Network – Iranians (Goreburg)

3)     Gemeinschaft zur Unterstützung für die Rechte aller IranerInnen – Wien

4)     German-Iranian Association „Deutsch-Iranisches Forum Aachen e.V.“ (Germany)

5)     Green Activist for a DemocraticIran

6)     Group 22 Khordad – Hamburg

7)     Iran Solidarity Committee „Iran Solidarität Komitee Aachen“ (Germany)

8)     Iran-Freedom – Society to Support Human Rights, Freedom and Democracy –Germany

9)     Iranian Green Movement-Ottawa

10) Irans liberale Generation – Österreich

11) Kareshenasane Iran Sabz (Green Experts of Iran)

12) Komitee zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran-Österreich

13) Madarane Irani Hamburg (Madarane Irani)

14) Madarane Solh Montral

15) Pooya e. V. Köln (Germany)

16) Simorgh – Menschenrechtsverein -Dortmund

17) Society for Human Rights in Iran-SouthernCalifornia

18) Solidarity Movement for Freedom and Democracy inIran(Norway)

19) Solidarity withIran’s Democratic Movement-Edmonton (SIDME)

20) Students for Iranian Green Movement Association (SIGMA) -UniversityofVictoria Canada

21) Supporters of „Mothers of Laleh“Los Angeles-Valley

22) Supporters of Human Rights and Democracy inIran,Essen(Germany)

23) Supporters of the Iranian Green Movement –Stockholm

24) Think Peace

25) United forIranBayern

26) United for Iran Belgian Federation Euro press

27) United forIranDüsseldorf e. V. (Germany)

28) United forIranKöln–Bonn e. V. (Germany)

29) Verein für Menschenrechte und Demokratie e.V. Hamburg

 

B- The People

1)          Abbas Mazaheri

2)          Abbas Shirazi

3)          Ahmad Farhadi

4)          Akbar Doostdar

5)          Alborz Damawandy

6)          Ali Akbar Mahdi

7)          Ali Forouzandeh

8)          Ali Mahbaz

9)          Ali Mazruie

10)      Ali Poornaghavi

11)      Ali Porsan

12)      Ali Shaker

13)      Aliraza Rabbany

14)      Amir Hooshang Momtaz

15)      Anvar Mir Sattari

16)      Arjang Borhan

17)      Asghar Khorsand

18)      Aziz Karamloo

19)      Bahram Abbasi

20)      Behrooz Bayat

21)      Behroz Khaligh

22)      Behzad Karimi

23)      Beitollah Biniaz

24)      Bijan Majeri

25)      Bijan Pirzadeh

26)      Davood Navaian

27)      Ebrahim Nabavi

28)      Effat Mahbaz

29)      Ershad Alijani

30)      Esmaeel Khataee

31)      Farhad Farjad

32)      Farshid Yasaei

33)      Farzaneh Azimi

34)      Fatemeh Balaee Langroody

35)      Fathiyeh Yazdy

36)      Firouzeh Fooladi

37)      Ghofoor Mirzaei

38)      Habib Parzin

39)      Hamid Salak

40)      Hanif Mazruie

41)      Hasan Jafari

42)      Hasan Kalantari

43)      Hasan Kashani

44)      Hasan Naebhasham

45)      Hasan Yousefi Eshkevari

46)      Hojjat Naranji

47)      Hooshang Asadi

48)      Hosein Alavi

49)      Jahannoor  Mehrbakhsh

50)      Jalal Ijadi

51)      Javad Javaheri

52)      Kamal Aras

53)      Karim Shambayati

54)      Kazem Alamdari

55)      Kourosh Etamadi

56)      Keyvan Foruzan

57)      Mahmood Mizavand

58)      Maliheh Mohammadi

59)      Maliheh Zehtab

60)      Manaf Emari

61)      Manoocher Mokhtari

62)      Maoud Azari

63)      Maria Vogt

64)      Masih Alinejad

65)      Masod Fathi

66)      Mehdi Amini

67)      Mehdi Fatahpoor

68)      Mehdi Khnbaba Tehrani

69)      Mehran Barati

70)      Mehran Mirfakhraei

71)      Mehran Mostafavi

72)      Mehrdad Emadi

73)      Mehrdad Hariri

74)      Mina Rezaei

75)      Mohammad Ali Ghannadzadeh

76)      Mohammad Sahimi

77)      Mohammd Borghaei

78)      Mohsen Heidarian

79)      Mohsen Nejad

80)      Mohsen Shayasteh

81)      Mortaza Malakmohamadi

82)      Nasim Daryab

83)      Nayereh Tohidi

84)      Neda Farrokh

85)      Nocila Brosowsky

86)      Nooshabeh Amiri

87)      Partov Nooriala

88)      Parvin Bakhtiaar nezhad

89)      Parviz Mokhtari

90)      Reza Alijani

91)      Reza Cherandabi

92)      Reza Fani Yazdi

93)      Reza Joshani

94)      Saeed Rahimi

95)      Saeed Shervini

96)      Sepideh Farsi

97)      Shahla Bahardoost

98)      Shahram Tehrani

99)      Shirin Daghighian

100)   Sofia Saddighi

101)   Tooran Hemati

102)   Wahab Ansari

103)   Yedi Ghorbani

104)   Zari Serdany 

شهادت مظلومانه هدی صابر در پی اعتصاب غذای وی در اعتراض به قتل وحشیانه هاله سحابی، تازه ترین عامل افشا کننده پروژه  قتل زندانیان سیاسی توسط حاکمیت استبدادی ایران است. در این پروژه زندانیان شجاعی که در برابر خودکامگی حاکمان ایستادگی می کنند با روش های خاص به قتل می رسند و سپس دستگاه امنیتی با فرافکنی سعی می کند تا بدون پرداخت هیچ هزینه داخلی و خارجی سایر زندانیان را نیز مرعوب کند. هم بندان هدی صابر که بیش از هر کسی در جریان  جزییات این پروژه قرار دارند با هدف افشای این پروژه جنایت کارانه با در دست گرفتن سرمایه جان خود دست به اعتصاب غذای نامحدود زده اند. ایستادگی این قهرمانان سبب رسوا شدن برنامه های جنایت کارانه استبداد در ایران جهت حذف منتقدان سیاسی است.  پس بر ما ایرانیان خارج از کشور است تا با تماس با نهادهای بین المللی، رسانه های مستقل و نمایندگان پارلمانی در کشورهای محل اقامتمان ندای مظلومیت زندانیان سیاسی ایران را به گوش جهانیان برسانیم و مانع از ادامه نقض حقوق اولیه فعالان و زندانیان سیاسی شویم.

ما تشکل های امضا کننده ذیل، ضمن اعلام حمایت از اعتصاب غذای ١٨ زندانی سیاسی در ایران، از تمامی نهادهای بین المللی به خصوص گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران، دکتر احمد شهید، درخواست می کنیم تا با رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی اعتصاب کننده که گناهی جز داشتن عقیده ایی مخالف با حاکمیت استبدادی ایران ندارند باعث جلوگیری از جنایات بیشتر دستگاه امنیتی ایران شوند. دستگاه نظامی- امنیتی حاکم بر ایران به دفعات نشان داده است که در صورت خاموش شدن فشارهای داخلی و خارجی گستاخ تر شده و بر جنایات خود می افزاید.

پرسا – پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی
راه سبز مجارستان
تشکل دانشجویان سبز حامی دمکراسی برای ایران – جنوب کالیفرنیا
نسل آزادیخواه ایران – اتریش
همبستگی‌با جنبش دموکراتیک ایران – ادمونتون (سیدمی)
جنبش سبز دانشجویی ونکوور
دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس ای اند ام
سبز هیوستون
دانشجویان حامی جنبش سبز ایران (سیگما)، دانشگاه ویکتوریا، کانادا
Austin For Iran
راه سبز اتاوا
جمعی از دانشجویان سبز دانشگاههای بوستون
انجمن دانشجویان ایرانی دموکراسی خواه دانشگاه جورج واشنگتن

http://www.emruznews.com/2011/06/post-6675.php
http://iranporsa.org/2010-06-08-15-20-33/159-2011-06-24-21-49-23
http://www.irangreenvoice.com/article/2011/jun/25/13833
/http://www.rahesabz.net/story/39071

پنج‌شنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۹۰
انتخابات مهندسی شده و کودتایی ٢٢ خرداد ۸۸، که با هدف اخراج نیروهای غیرمطیع رهبری از حاکمیت جمهوری اسلامی انجام شد، جنبش دموکراسی خواهی ایران را در موقعیت جدیدی قرار داد. حضور میلیونی اقشار مختلف مردم در راهپیمایی ٢٥ خرداد و روزهای پس از آن- اگرچه به دستور علنی رهبری در نماز جمعه ٢٩ خرداد به صورت خشونت باری سرکوب شد-  نیروی جدیدی را در اختیار جنبش دموکراسی خواهی ایران قرار داد تا به مبارزات ضد استبدادی خود با توانی مضاعف ادامه دهد. در حالی که موج آزادیخواهی مردم منطقه دولت‌ها را به حداقل توجهی‌نسبت به خواست‌های مردمشان وا‌داشته، رهبر جمهوری اسلامی سرسختانه نارضایتی‌مردم در برابر حاکمیت مستبدانه‌اش را به رسمیت نمی‌‌شناسد و قلدری در برابر خواست ملت را افتخار خود می‌داند. کارنامه عملکرد گذشته و رفتار و گفتار فعلی رهبری نشان‌دهنده آن است که بدون مبارزه و فشار مستمر ملت وی حاضر به هیچ گونه مصالحه‌ایی که حقوق اولیه مردم را به رسمیت بشناسد نیست و در شرایط عادی تنها اطاعت محض از رفتار فرعون‌مابانه و پیروی مطلق از سیاستهای خارجی و اقتصادی مورد نظر خود را پیش شرط حضور در حاکمیت می‌داند. از آنجا که ادامه این سیاست‌ها- که کشور را در پرتگاه فروپاشی قرار داده- وضعیت معیشت مردم و روابط بین‌المللی کشور را روز ‌به روز اسفناک‌تر می‌سازد، رهایی از این استبداد فردی بیش از گذشته ضروری گشته ‌است. هشت سال تجربه تلاش برای تغییر رفتار رهبری در دوران اصلاحات و فهم عمومی از بی‌فایدگی این رویکرد بسترساز جنبش سبز مردم ایران بود. در شرایطی که بسیاری از فعالان وهمراهان جنبش سبز همچنان در بند و حصر به سر می‌برند و ماشین سرکوب و قتل به کار خود ادامه می‌دهد، تکیه بر روش های پیشین، هرچند با نیت اصلاح اوضاع وخیم کشور، با واقعیات کنونی فضای سیاسی کشور همخوانی نداشته و در راستای منافع ملی نیست. راه دستیابی به مطالبات ملت ایران و رهایی از بند استبداد دینی، پافشاری بر حقوق اولیه مردم و  مبارزه مسالمت‌آمیز مدنی با دیکتاتوری است.

با در نظر گرفتن این پیش زمینه تنها وقتی مصالحه معنی پیدا می کند که اقتدارگرایان حقوق و خواسته های  اساسی ملت را پذیرفته باشند ومصالحه بر سر چگونگی برچیدن کم هزینه نهادهای استبدادی شکل بگیرد. به باور ما پیش از پذیرش شرایط حداقلی زیر توسط حاکمیت اصولا هرنوع مصالحه‌ای بی‌معنی، باعث از دست رفتن فرصت های طلایی برای اصلاحات حقیقی و تداوم ظلم بر ملت است.

الف. آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی و به خصوص همراهان جنبش سبز زهرا رهنورد، میرحسین موسوی، فاطمه کروبی و مهدی کروبی: حاکمیت در دو سال اخیر نه تنها تلاشی در این راستا ننموده است بلکه مستمرا اقشار مختلف جامعه را به جرم ابراز عقاید سیاسی، فعالیت سیاسی یا صنفی و یا دفاع از حقوق بشر، تحت عناوین واهی براندازی و ارتباط با بیگانگان به بند کشیده است. احکام دستگاه قضایی علیه دانشجویان مضروب در خرداد ۸۸ در کوی دانشگاه تنها نمونه ایی از این رفتار ظالمانه است!

ب. تضمین آزادی فعالیت سیاسی توسط احزاب، رفع توقیف احزاب ممنوع شده و آزادی مطبوعات و رسانه های مستقل: رفتار حاکمیت در دو سال اخیر تلاشی همه جانبه برای خاموش کردن هر گونه فعالیت سیاسی غیر همسو با دستگاه رهبری و قلع و قمع مطبوعات و فیلتر سایت هایی بوده است که نظراتی مستقل از دستگاه حاکمیت داشته اند. این رفتار بخشی از پروژه تثبیت حاکمیت مطلقه فردی رهبری بوده و بدون توقف آن امکان برقراری دموکراسی در ایران وجود ندارد.

ج. توقف تاراج بنگاه‌ها و پروژه‌های بزرگ اقتصادی توسط مراکز قدرت وابسته به رهبری، از جمله سپاه و ستاد اجرای فرمان امام، منع نهادهای نظامی و امنیتی از هرگونه مداخله در امور اقتصادی، تثبیت شرایط شفاف اقتصادی برای امکان فعالیت بخش خصوصی مستقل از حاکمیت و توقف بلادرنگ ماجراجویی‌های هسته‌ای تا رفع تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی: بسیاری از مشکلات اقتصادی کنونی کشور ریشه در ساختار ناکارآمد استبدادی سیاسی دارد. نگاه رهبر جمهوری اسلامی به سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی نه بر اساس بهبود معیشت مردم، بلکه با هدف افزایش قدرت وی برای تعقیب اهداف ایدئولوژیک‌اش صورت می‌گیرد. این رویکرد که ملغمه‌ای است از سیاست‌های اقتصادی دول فاشیستی-استالینیستی دهه‌های میانی قرن بیستم (با نمونه متاخر آن در روسیه پوتینی) و نگاه جزمی فقهی، نه تنها استفاده از قابلیت‌های انسانی و طبیعی اقتصاد ایران را ناممکن ساخته، بلکه با ناکارآمدی روزافزونش، اقشار گسترده‌ای را دچار فلج اقتصادی و عواقب دهشتناک اجتماعی آن ساخته‌است. حمایت‌های همه‌جانبه و فراقانونی رهبری از سیاست‌های ناکارآمد و خلق‌الساعه اقتصادی دولت مسئولیت وضعیت اسفناک رکود-تورمی کنونی را نیز بردوش وی می‌گذارد و فاصله‌گیری‌اخیر وی از دولت از مسؤولیت وی نخواهد کاست.

د. برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی که تمامی شهروندان فارغ از عقیده، نژاد و جنسیت خود مجاز به رای‌ دادن و انتخاب شدن باشند: انتخابات متقلبانه خرداد ۸۸ نشان داده که حاکمیت فعلی صلاحیت برگزاری چنین انتخاباتی را ندارد و پیش از شکل گیری دولت منتخب، انتخابات  آزاد تنها با نظارت نهادهای ذی صلاح بین اللملی معتبر است.

در صورتی که رهبری به این پیش شرط های مسالمت جویانه‌ تن دهد امکان مذاکره برای برچیدن کم هزینه و آبرومندانه نهادهای استبدادی فراهم می‌گردد. در غیر این صورت تجربه کشورهای منطقه نشان داده است که مردم قادرند دیکتاتورها را عزل و محاکمه کنند و مسؤولیت راه پرهزینه بعدی که توسط جوانان و ملت ایران برگزیده خواهد شد بر دوش رهبری است.

در پایان  ما به عنوان جمعی از تشکل‌های ایرانی خارج از کشور، از راه‌پیمایی سکوت مردم ایران به مناسبت دومین سالگرد کودتای خرداد ۸۸ حمایت کرده و به حاکمیت استبدادی انذار می‌دهیم تا پیش ‌از آن که دیر شود به ندای مسالمت‌آمیز احقاق حق ملت ایران گوش بسپارد چرا که گذر زمان به نفع آنان نیست و در صورتی که امروز به خواسته های نجیبانه مردم پاسخ ندهند فردا باید در دادگاه های عدل ملت پاسخگو باشند.

پرسا – پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی
انجمن دانشجویان خارجی حیدرآباد و جمعی از دانشجویان ایرانی در هند
آستین برای ایران ، شاخه دانشجویی ، کانادا
جنبش راه سبز اتاوا، کانادا
سبز هیوستون ، آمریکا
دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم ، green aggies ، آمریکا
سیگما – گروه دانشجویان برای حرکت سبز ایران ، دانشگاه ویکتوریا ، کانادا
گروه Activists ۴ Iran، شهر رم ، ایتالیا
راه سبزمجارستان
راه سبز ایرانیان مالزی ، رسام
نسل آزادیخواه ایران ، اتریش
همبستگی‌با جنبش دموکراتیک ایران ، ادمونتون (سیدمی)، کانادا
 گرین- دموکراسی ، استکهلم سوئد
رساگ ، سوئد
انجمن دانشجویان ایرانی دموکراسی خواه دانشگاه جورج واشنگتن ، آمریکا
دانشجویان سبز حامی دمکراسی برای ایران- جنوب کالیفرنیا

http://irangreenvoice.com/article/۲۰۱۱/jun/۱۰/۱۳۵۴۸
http://www.sahamnews.net/۱۳۹۰/۰۳/۴۱۶۶۱/
http://tahavolesabz.com/item/۲۸۳۵۱
http://www.daneshjoonews.com/news/politics/۷۷۴۹-۱۳۹۰-۰۳-۲۰-۱۰-۴۹-۵۱.html
http://news.gooya.com/politics/archives/۲۰۱۱/۰۶/۱۲۳۱۴۷print.php
http://www.emruznews.com/۲۰۱۱/۰۶/post-۶۴۷۶.php
http://www.rahesabz.net/print/۳۸۳۰۰
http://www.rahesabz.net/story/۳۸۳۰۰/